تبلیغات
قلب یخی


قلب یخی


جمعه 15 مهر 1384

گفتم تنها هستم

گفتی من هم

گفتم دوستت دارم

گفتی من هم

گفتم عاشقت هستم

گفتی من هم

گفتم می خواهم با تو باشم

گفتی من هم

گفتم : تاهمیشه ؟......

سکوت کردی





نوشته شده توسط tideha در جمعه 15 مهر 1384 و ساعت 11:10 ق.ظ

دیدار
جمعه 15 مهر 1384

دوست خوب من !

به دیدارم بیا ،هرچند که آزارت می دهم. هرچند که حوصله ات را سر می برم. به دیدار

من غریبه بیا. بیا تا شاخه های دوستی مان را دوباره در چشمهای تو بکارم. دوباره به

خوابم بیا و برایم یک سبد لبخند بیاور ، با سیبی سرخ. آنگاه در کنارم بنشین تا دوستی

مان را با بوییدن گلها و گاز زدن سیب تنهایی مان قسمت کنیم. حالا که در خواب هم به

سراغم نمی آیی ،سهم سیب من مال تو. من با تنهایی هایم سر می کنم. من با تو راحتم ،

تو با دیگران. من با تو دوستم ، تو با من غریبه. اگر آشنا بودی که نامه هایم را بی

جواب نمی گذاشتی!.




نوشته شده توسط tideha در جمعه 15 مهر 1384 و ساعت 11:10 ق.ظ

شوق دیدارت
جمعه 15 مهر 1384


اگر می دانستی که شوق دیدارت با من چه کرده است وانتظار دیدنت را چگونه لحظه

شماری می کنم.، شاید خواب از سرت می پرید و پای پیاده برای دیدارم می آمدی.

شاید ایراد بگیری اگر راست می گویی چرا خودت پای پیاده بلند نشدی که به دیدارم

بیایی . اما من جواب تو را هم دارم. باور کن پاهایم سست شده اند. اضطراب و دلهره

مرا از پای در آورده است.




نوشته شده توسط tideha در جمعه 15 مهر 1384 و ساعت 11:10 ق.ظ

نفرین بر جدایی !
جمعه 15 مهر 1384

می دانم که باز هم با شنیدن این حرفها می خواهی فحش نثارم کنی. می دانم که تو هم از

دست دیوانه بازی های من خسته شده ای . می دانم که دیگر حوصله شنیدن خاطرات تلخ

مرا هم نداری. ولی تو را به جان هر چه دوست و دوستی است ، این همه مرا چشم

انتظار مگذار. حالی هم از من غریبه بپرس. می دانم سرت شلوغ است و کار داری. می

دانم که کارهای مهمتری از پرسیدن حال و روز من داری. می دانم که افراد مهمتری از

من هستند که باید روزگارت را با آنها سپری کنی. می دانم که در کنار من خوشی هایت

به ناخوشی بدل می شود. می دانم که از من می گریزی و حتی بعد از مدتها حوصله

یکبار دیدن مرا هم نداری. ولی ای کاش می دانستی که چه اندازه مشتاق دیدارت هستم.


من به اندازه یک روزنه دلخوش هستم

که تو بر می گردی

مانده در خاطر من

خاطره هایی که تر است

بارانی است

دلم از دوری تو دلگیر است

و قناری لبم خاموش است

بی تو امروز من از روز پسین

دور تر است

ناجور است

نفسم شعله شمعی است

که اندام مرا می سوزد

بی تو پایان شده ام

طرح یک روزنه در تاریکی

من به این روزنه دلخوش هستم





نوشته شده توسط tideha در جمعه 15 مهر 1384 و ساعت 11:10 ق.ظ

جمعه 15 مهر 1384


آشفته ام . سرگردانم. خودم را می جویم. مدتهاست در گیجی مبهمی به سر می برم. حال

دلم اصلا خوب نیست. دل درد ندارم ، درد دل دارم. ودرد دلهایم را برایت می نویسم.

هرچند که می دانم حال و روزم برایت مهم نیست ولی باز هم برایت می نویسم. از رازها

و ناگفته هایم برایت می نویسم. نوشتن به من آرامش می دهد. کلمه کلمه نامه هایم را با

یاد تو تبرک می کنم.

من می میرد، تو می میرد. این عشق است که می ماند. من از خودم نمی نویسم ، من از

تو هم نمی نویسم . من از عشق می نویسم ، از دوستی ، از دوست داشتن.( هرچندکه می

دانم تو به دوست داشتن من نیازی نداری. )

لذتی که در دوست داشتن هست ، در عشق نیست !.

کاش اکنو ن در کنارم بودی ، و با من حرف می زدی. به گوشهای تو محتاجم. تو

حرفهایم را می فهمی . کاش می دانستی این روزها چه اندازه دلتنگم و دلم از همه چیز و

همه کس گرفته است. کاش ساعتی نه، روزی نه، هفته ای نه، بلکه ماهی هم که شده سری به من می زدی و حالم را می پرسیدی . کاش به شرافت دوستی مان هم که شده

برای دیدارم می آمدی. بی تو دارم ذره ذره از بین می روم. دارم خودم را نابود می کنم.

دیگر اختیارم دست خودم نیست. هرجاکه دلم بگوید می روم.

خیابان،کوه،دریا،صحرا،هرجا که شد. دیگر زمان و مکان برایم فرقی ندارد. تا تو نباشی

زندگی بی معناست.





نوشته شده توسط tideha در جمعه 15 مهر 1384 و ساعت 11:10 ق.ظ

لحظات آدمی
جمعه 15 مهر 1384

همیشه غمگین ترین و رنج اور ترین لحظات زندگی ادم توسط همون کسی ساخته

می شه که شیرین ترین و به یاد موندنی ترین لحظات رو برای ادم ساخته




نوشته شده توسط tideha در جمعه 15 مهر 1384 و ساعت 11:10 ق.ظ

اقلیم عشق
جمعه 15 مهر 1384

ساده و بی سایه در ویرانه ی دل نشسته ام چشم براه و منتظرم كه اشكی بیاید

بارانی ببارد تا كالبدم را از فریب عشق بشوید لا اقل تو مرا بیادت هست من امیر

اقلیم عشق بودم




نوشته شده توسط tideha در جمعه 15 مهر 1384 و ساعت 11:10 ق.ظ

سلام
پنجشنبه 14 مهر 1384

سلام .امروز اولین روزیه که من بلاگ دار شدم البته توی mihanblog.

خیلی خوشحالم که میتونم اینجا هم دوستای خوبی پیدا کنم .همونطور که توی persianblog با خیلی ها آشنا شدم و دوستای خوبی پیدا کردم که توی خیلی جاها کمکم کردن تشویقم کردن انتقاد کردن .همینجا از همه اونها هم تشکر میکنم و امیدوارم دوستای خوبی هم اینجا  پیدا کنم.پش تنهام نزارین و با نظرات و پیشنهاداتون به من دلگرمی بدین.

آدرس اون وبلاگ توی persianblog اینه اگه لایق دونستین منو با نظراتتون خوشحالم کنین.

http:\\www.ghalb-yakhi.persianblog.com

فرا رسیدن ماه رمضان رو به همه تبزیک میگم.




نوشته شده توسط tideha در پنجشنبه 14 مهر 1384 و ساعت 10:10 ق.ظ
Desined By Mohamad + Alireza